آرشیو ‘سفرنوشته های ایالات متحده آمریکا’

دره سرخپوست ها (سفرنوشته های آمریکا: آریزونا)

یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴

با دوستی در لاس وگاس قرار گذاشته ایم تا گرند کنیون را با هم ببینیم.

ادامه مطلب …

آوای لوس آنجلس(سفرنوشته های آمریکا: کالیفرنیا)

دوشنبه ۹ آذر ۱۳۹۴

اتوبوس حدود دو ساعت تاخیر دارد. راننده سیاه پوست اتوبوس میکروفن را برمی دارد و از همه عذرخواهی می کند ولی من که زیاد با سیستم اتوبوس رانی آمریکا سفر کردم می دانم ۲ ساعت تاخیر در مسیری ۷-۸ ساعته کاملا عادی است. قبل از اینکه برسیم به ایستگاه اتوبوس مرکز شهر لس آنجلس از اتوبوس پیاده می شوم و تا ایستگاه مترو پیاده می روم با وجود اینکه از محلۀ ایرانی نشین لس آنجلس خیلی فاصله دارم اما در نگاه اول به شهر چشمم می افتد به یک تابلوی فارسی آرایشگاه.

ادامه مطلب …

طعم ماندگار قهوۀ سانتاکروز (سفرنوشته های آمریکا: کالیفرنیا)

یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۴

برای دیدن “ترین” های دنیا باید رفت کالیفرنیا اما حالا که من کالیفرنیا هستم فقط ۲۰ روز وقت دارم و نمی شود همۀ این “ترین­ها” را در ۲۰ روز دید. کهن ترین درخت دنیا، بلندترین درخت دنیا و قطورترین درخت دنیا را از لیست جاهایی که باید ببینم حذف می کنم و بلیط اتوبوسی می خرم از سانفرانسیسکو به مقصد تروکی (Trukee) تا دریاچه نازنین تاهو (Tahoe) را ببینم و بلیط دیگری از آنجا به مقصد سانتاکروز.

ادامه مطلب …

سرماخوردگی با طعم سانفرانسیسکو (سفرنوشته های آمریکا: کالیفرنیا)

پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴

بلند می زند زیر خنده. می گویم چرا می خندی مگر سانفرانسیسکو رفتن خنده دارد؟ می گوید یاد سریال دایی جان ناپلئون افتاده و اسدالله میرزا خودم هم می زنم زیر خنده. ساعت ۱۱ صبح روز چهارشنبه ای از اهالی شهریور ۱۳۹۳، داخل ایستگاه اتوبوس جلوی فرودگاه سانفرانسیسکو نشسته ام و به لطف وایبر تا آمدن اتوبوس با دوستی در ایران گپ می زنم. ادامه مطلب …

بکرِ وحشیِ زیبایِ وسیع (سفرنوشته های آمریکا: آلاسکا)

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

 

بچه که بودیم با خواهر برادرم نوعی بستنی درست می کردیم که اسمش آلاسکا بود. شیر و شکر را قاطی میکردیم بعضی وقتا هم کاکائو به آن اضافه می کردیم و بعد می ریختیمش داخل قالبای بستنی یخی و می گذاشتیمش داخل فریزر. همین الان هم که دارم می نویسم دهنم آب افتاده. همان موقع ها روی دیوار بالای تختم  نقشه ای بود که گوشه سمت چپ بالایش یعنی ته زمین صاف نقشه، نوشته بود آلاسکا. همیشه فکر می کردم بزرگترین کارخانه های بستنی یخی دنیا حتما آنجاست که اسمش را گذاشته اند آلاسکا!

ادامه مطلب …

طعم ماندگار یک شهر (سفرنوشته های آمریکا: واشنگتن دی سی)

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

بلاخره با مکافات فراوان رسیدم به واشنگتن دی سی. ساعت ۱ نیمه شب بود. میزبانم تام، خوابیده بود و باید خودم مسیرم را به سمت خانه اش پیدا می کردم. نم نم آسمان می بارید. جایی که از اتوبوس پیاده شدم، ترمینال مسقف بزرگی بود که به مترو راه داشت. متروی واشنگتن برعکس نیویورک که قدیمیو کثیفو گرمو شلوغو بدبو بود، جدید بود و تمیز.

ادامه مطلب …

ایستگاه اتوبوس بالتیمور (سفرنوشته های آمریکا: ایالت مریلند)

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴

می خواهم بروم واشنگتن دی سی، پایتخت سیاسی آمریکا، وقت زیادی ندارم. فقط سه چهار روز. یک روز را هم میخواهم صرف دیدن یکی از شهرهای اطراف واشنگتن کنم.

ادامه مطلب …

دو موش آبکشیده در بلندی(سفرنوشته های آمریکا:ایالت مین ۳)

پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳

دیر می رسیم. موزه تعطیل شده.

ادامه مطلب …

دکتر ساعت های قدیمی (سفرنوشته های آمریکا:ایالت مین ۲)

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳

امروز می خواهیم به روش خوش آیند من سفر کنیم. راه بیفتیم کنار جادۀ سبز و باریکی که از پورتلند portland می رود به بث Bath و هروقت خسته شدیم سوار یکی از ماشین های عبوری شویم. جان از سر مهربانی با ماشینش می بردمان سر جاده ای که مسیر ماست.  جاده شماره ۱  در واقع جاده ای است در امتداد جاده اصلی که دور و برش هیچ وقت از خانه خالی نیست مثل جاده های شمال خودمان. باران نم نم می بارد و همسفرم نگران است که خیس شویم و کسی دو مسافر خیس را سوار نکند.

ادامه مطلب …

یک لیوان چایی دبش (سفرنوشته های آمریکا:ایالت مین ۲)

یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳

همسفرم رفته روی عرشه و بساط صبحانه را آماده می کند. ساعت حدود ۶:۳۰ صبح است. به نظرم زود است برای بیرون آمدن از رخت خواب گرم و نرم. نسیم خنکی از روی یاقیانوس اطلس بلند می شود و از در کوچک اتاق، از روی پله های چوبی سر می خورد داخل. آن بالا روی عرشه باید حسابی خنک باشد هرچند ۲۱ خرداد است و آدم انتظار این خنکی را ندارد. بلاخره دل می کنم از گرمای دلچسب کیسه خواب. تا صبحانه بخوریم و دوباره گپی کوتاه بزنیم با “جان، ساعت می شود حدود ۹ وقتی راه می افتیم به طرف خیابان اصلی شهر تا سوار یکی از کشتی ها شویم.

ادامه مطلب …