آرشیو ‘روزهای نیویورکی’

روزهای ۷۳، ۷۴ و نود و یکم (سفرنوشته های آمریکا)

دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳

۷۳/۲۱۰: اینجا، در نیویورک، هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم قبل از اینکه حتی دست و صورتم را بشورم. می روم سراغ اینترنت که ببینم  در شهر چه خبر است، که ببینم کجای شهر فستیوالی، مراسمی، جشنی، چیزی برگزار می شود و هر روز چیزی برای دیدن وجود دارد. امروز شال و کلاه می کنم برای دیدن فستیوال رقص ملت ها. از صبح تا بعداز ظهر که بروم برای دیدن مراسم هی به خودم می گویم، یعنی ایرانی ها هم در این مراسم خواهند بود. هی رقص خراسانی ها را تصور می کنم و هی لباس های رنگی قشقایی ها از جلوی چشمم عبور می کند اما افسوس و صد افسوس که در این مراسم هر ملتی گوشه چشمی نشان داده جز ایران. چرا ما مردم ایران از ایران دوستی، فقط غرور بی جا و تعصب زیاده از حد را در خود داریم. چرا از این همه آدم ایرانی که در آمریکا زندگی می کنتد یکی به خودش نگفته دستی بالا بزنم برای نشان دادن رقص اقوام ایرانی به جهان.

ادامه مطلب …

روزهای ۵۲، ۵۳ و شصت و هفتم (سفرنوشته های آمریکا)

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

۵۲/۲۱۰: بهار نیویورک را نمی شود با بهار  تهران مقایسه کرد، یعنی خبری از آن نسیم های فرح بخش فروردینی نیست. حالا اینجا، یک روز سرد است، یک روز گرم، اینطور نیست که سرما و گرما، چند روزی در آغوش هم آرام بگیرند و مجالی دهند به ما که از عشق بازی شان لذت ببریم. اینجا انگار اصلاً گرما و سرما خوش ندارند روی هم را ببینند. با وجود این، چه سرما بخواهد چه نخواهد، یک روز هوای گرم کافی ست که شکوفه ها شهر را بهاری کنند….یعضی از درخت ها این روزها در نیویورک آنقدر زیبا هستنند که دلم می خواهد روبه رویشان ینشینم و دقیقه ها بهشان زل بزنم

ادامه مطلب …

روزهای ۴۶، ۴۷ و چهل و هشتم (سفرنوشته های آمریکا)

شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳

۴۶/۲۱۰: کلیمی ها به روزی که قوم اسراعیل از مصر خارج شد و به طرف سرزمین موعود حرکت کرد عید پسح می گویند. مسیحی ها تا چندین سال همین روز را به عنوان روزی که مسیح زنده شد و به آسمان رفت جشن می گرفتند. قرن چهارم میلادی بود که مسیحی ها تصمیم گرفتند، برای اینکه عیدشان با عید یهودی ها یکی نباشد، یکشنبه ای که بین ۲۲ مارچ و ۲۵ آپریل ماه کامل است را به عنوان یکشنبه پاک جشن بگیرند که  نامش “ایستر ساندی” است. حالا آمده ام خیابان پنجم منهتن نیویورک برای همین فستیوال که نمادش مثل خیلی از جشن های بهاری تخم مرغ های رنگیست. زن و مرد کلاه های بزرگ تزیینی به سر گذاشته اند که نماد دیگر این جشن است

.

.

.

ادامه مطلب …

روزهای ۴۰، ۴۲، ۴۳، ۴۴ و چهل و پنجم (سفرنوشته های آمریکا)

چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

۴۰/۲۱۰: هرچند سال تحویل نوروز ایرانی ها تقریبا یک ماه پیش بود ولی نیویورکی ها امروز در خیابون مدیسون جمع شدند و نوروز را جشن گرفتند. تا آخر مراسم نماندم چون برخلاف فستیوال های ملت های دیگر نه با شکوه بود و نه تلاشی شده بود برای نشان دادن فرهنگ سرزمین های صاحب این سنت و جشن. بعد کلی در خیابون ها پرسه زدم و رفتم پل بروکلین که ۱۸۲۵ متر طول دارد و اولین پل معلق جهان با کابل های فولادی است.

ادامه مطلب …

روز۳۱، ۳۲ و سی و هفتم(سفرنوشته های آمریکا)

چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

۳۱/۲۱۰ : باورم نمیشه یک ماه گذشت یعنی اصلا باورم نمیشه! شاید به خاطر اینکه نیویورک خوب بلده سر آدمارو گرم کنه…

ادامه مطلب …

روز ۲۲، ۲۴ و بیست و ششم

شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

۲۲/۲۱۰: هر چه بیشتر می گذرد، بیشتر به این اعتقاد پیدا میکنم که به یکی از عجیب ترین شهرهای دنیا آمده ام. شهری که همه چیز را با هم می خواهد. پولدارترین ها، فقیرترین ها، عالم ترین ها، هنرمندترین ها، سیاه ترین ها، سفیدترین ها، جانی ترین ها، کثیف ترین ها، بهترین ها، بدترین ها! خیلی ها آرزو دارند در این شهر زندگی کنند که خودشان را پیدا کنند من اما این روزها احساس می کنم خودم را در یکی از ایستگاه های مترو جا گذاشته ام.

.

ادامه مطلب …

روز دوازده،چهارده،شانزده،هفدهم(سفرنوشته های آمریکا)

دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳

۱۲/۲۱۰: جشن سنت پاتریک از آن جشن های فراگیر در دنیاست که هرچند ریشه اش به ایرلند برمی گردد اما حالا خیلی از کشورها جشنش می گیرند و امروز اینجا، خیابون پنجم منهتن، حسابی برای این جشن شلوغ بود. هرکس چیز سبزی که نماد این جشن است به خودش آویزان کرده بود و آمده بود برای دیدن مراسم رژه، موسیقی و رقص… هنوز انگشت هام از سرمای امروز و عکاسی بدون دستکش می سوزن…

ادامه مطلب …

روز سوم، هفتم، نهم و دهم (سفرنوشته های آمریکا)

شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳

ساعت ۱۱:۱۰ دقیقه شب است و صدای نم نم باران روی شیشه را می شنوم. ایران باید ساعت ۷:۴۰ صبح شنبه باشد. سایت هواشناسی می گوید تهران دیشب باران باریده و این یعنی اولین صبح شنبه بعد از تعطیلات نوروز هوای خوشی باید داشته باشد تهران. به خودم قول داده ام که امشب یک چیزهایی بنویسم. عکس هایی از چند روز با نوشته هایی کنارشان.

ادامه مطلب …

۲/۲۱۰ اولین صبح نیویورکی (سفرنوشته های آمریکا)

جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲

۲/۲۱۰:

دیروز رسیدم و تغییر ساعت نذاشت دیشب خوب بخوابم. ساعت ۶ صبح از خونه زدم بیرون تا منهتن رو وقتی داره آروم آروم بیدار میشه ببینم …و شهر بیدار بیدار بود وقتی برگشتم خونه…

۱/۲۱۰ سفرنوشته های آمریکا

پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۲

دقیقا همین حالا دارم فکر می کنم چطور باید بنویسم یا چی باید بنویسم درباره سفر جدیدم.

ادامه مطلب …