آرشیو ‘سفرنوشته های ترکیه 1390’

دیاربکر (قدم پنجم)

دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۰

از خواب خوش شبانه دیاربکر که برخواستیم، بی آنکه حسن را بیدار کنیم، با نقشه ای که شب گذشته از شهر برایمان کشیده بود راه افتادیم به سمت خیابان “علی پاشا” برای دیدن برج و باروی عظیم شهر که به آن “سور” می گویند…

ادامه مطلب …

چاقوی سوئیسی (قدم چهارم)

دوشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۰

دسته چاقوی سوئیسی را داخل جیب کاپشنم محکم در دست گرفته بودم و منتظر کوچک ترین حرکتی تا از خودم دفاع کنم…

ادامه مطلب …

حسن کیف (قدم سوم)

سه شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۰

برای رسیدن به حسن کِیف، شهری باستانی در حاشیه­ ی دجله، چندین بار سوار ماشین ­های مختلف شدیم . . .

ادامه مطلب …

وان (قدم دوم)

شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰

پیش از آنکه یه شهر وان برسیم از راننده­ ی ماشین خواستیم تا ما را جلوی دانشگاه وان پیاده کند…

ادامه مطلب …

شلاله مرادیه (قدم اول)

سه شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰

وقتی ساعت ۶ صبح روز ۲۶ اسفند فهمیدیم اتوبوسی که قرار بود ما را از تهران به ماکو برساند کنسل شده حسابی کلافه شدیم…

ادامه مطلب …

ترکیه، سوریه، لبنان (قدم آخر)

پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۰

این سفر تفاوت های زیادی با تمام سفرهایی داشت که من تا آن روز تجربه کرده بودم…

ادامه مطلب …