آرشیو ‘سفرنوشته های عراق (کردستان)’

خداحافظ عراق

یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲

صبح حدود ساعت ۷:۳۰ باروبندیلم را جمع می کنم و از هتل می زنم بیرون. زوج ایرانی مشغول جا دادن وسایل در ماشین شان هستند. قرار می گذاریم چارستون را که دیدم با آنها تماس بگیرم برای رفتن به لالیش…

ادامه مطلب …

غار شانیدر و شهر ئامیدی

جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۱

صبح زود، شوان مرا با ماشین تا سر جاده “میرگسور” برد و به پلیس­های راهنمایی و رانندگی سپرد تا برایم ماشین پیدا کنند…

ادامه مطلب …

پیش به سوی سوران

یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۱

صبح زود روز ۴ فروردین کوله ام را برداشتم و درحالیکه شب گذشته از آزاد و گلستان خداحافظی کرده بودم خیلی بی سر و صدا از خانه شان زدم بیرون.اینکه قرار بود کجا بروم را خودم هم خوب نمی دانستم …

ادامه مطلب …

نوروز کردستان عراق

یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱

­­­برای ما ایرانی ها نوروز بوی لباس های نو می دهد و طعم شیرینی های خانگی. برای ما ایرانی ها نوروز بوی خانه گرد گیری شده دارد و طعم گرفتن عیدی. برای هم ریشه های آن ور مرزهای سیاسی کشورمان اما، بو و رنگش فرق می کند…

ادامه مطلب …

اربیل (هولیر)

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱

روز سوم از سفرمان راهی شدیم به سمت اربیل (هولیر). “آزاد” از سر لطف ما را تا کنار جاده برد و ما از شانس خوش …

ادامه مطلب …

آغاز سفر از سلیمانیه

پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۱

به فاصله ۵۰ متری از ایست بازرسی مرز، مردی که صورتش را با ماسک پوشانده بود داخل اتوبوس شد…

ادامه مطلب …

تجربه ای نو

شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۱
این سفر ۲۳ روز طول کشید و کم هزینه ترین سفری بود که تا حالا تجربه کردم…

ادامه مطلب …

قدم اول

پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۰

باز هم دارم کوله ام را برای سفری یک ماهه می بندم…

ادامه مطلب …