آرشیو ‘سقرنوشته های بلژیک’

به سوی هوای خنک (سفرنوشته های بلژیک: بروکسل)

یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴

از چند هفته قبل از سفرم به اروپا برنامه ام مشخص بود. قرار بود بعد از اینکه دوری در فرانسه زدم بروم به سمت جنوب، اسپانیا را ببینم و بعد سری هم به پرتغال بزنم. کلی کتاب دربارۀ این مسیر خواندم و برنامه ام را چندین بار سبک سنگین کردم، اما یک روز بسیار گرم در پاریس همه چیز را تغییر داد. روز اولی که رسیدم پاریس بیش از ۲۴ ساعت بود نخوابیده بودم و هوا آنقدر گرم بود که در خانه ای که مهمانش بودم از گرما خوابم نبرد. کلافگی و گرمازدگی باعث شد همان ساعات اول ورودم به اروپا برنامه ام را تغییر دهم. با خودم فکر می کردم حالا که پاریس اینقدر گرم است، پس جنوب اسپانیا باید غیرقابل تحمل باشد برای من که قرار است در چادر بخوابم و کلی با کوله سنگین پباده راه بروم. بهترین مسیر برای روزهای گرم تابستان شمال بود. باید می رفتم به سمت شمال اروپا. از بلژیک و هلند جز جایشان روی نقشه و چند خاطره ای که از زبان دوستان شنیده بودم چیز دیگری نمی دانستم اما همین ندانستن درباره مقصد هم یک جور رهایی و بی خیالی به آدم می دهد که دوستشم دارم. دوست فرانسوی ام هم تصمیم گرفت با ماشینش همراهی ام کند. از این بهتر نمی شد.

ادامه مطلب …